<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

زیر تیغ جنسیت+تصاویر

زیر تیغ جنسیت+تصاویر همانطور که انتظار می رفت مستند بی بی سی فارسی با عنوان «زیر تیغ جنسیت» واکنش های بسیاری در پی داشت، اگرچه رسانه های داخلی به قدر کافی مستند را از جهات مختلف مورد بررسی و نقد قرار دادند اما اکنون می خواهیم موضوع را از دیدگاه عناصر خارج نشین بررسی کنیم، آنهایی که با اصل موضوع یعنی آزادی همجنسگرایان مشکلی ندارند و حتی فعال حقوق همجنسگرایان هستند.

به گزارش ماهستیم، مستند زیر تیغ جنسیت که چندی پیش از شبکه بی بی سی فارسی پخش شد به موضوع همجنسگرایان اختصاص داشت. به گفته علی همدانی [از دست اندرکاران مستند زیر تیغ جنسیت] همجنسگرایان در ایران سه گزینه دارند: تغییر جنسیت، ترک وطن و یا مرگ

 



به اعتقاد «سیروس ملکوت» [از نویسندگان مستقل سایت گویا نیوز] این مستند بیش از آنچه که می باید به اظهارات مصاحبه شوندگان بها داده است، به عبارت دیگر دست اندرکاران مستند زیر تیغ جنسیت برای آنکه تصویری سیاه از جامعه همجنسگرایان ایرانی نمایش دهد به آمار و ارقامی استناد کرده اند که در مورد صحت آن شک و تردید وجود دارد.

 

سیروس ملکوت در همین رابطه می نویسد: « بی‌بی‌سی فارسی و انگليسی هم که همين فيلم را پخش کرده، ابتدايی‌ترين اصول ساخت يک مستند حرفه‌ای را که چک کردن دوباره ادعاهايی است که از سوی اشخاص مختلف مطرح می‌شود زير پا گذاشته‌اند. ظاهرا وقتی پای موضوع ايران به ميان می‌آيد حتی بی‌بی‌سی هم زياد نگران شهرت جهانی خود در مورد صحت و امانت اطلاعات پخش شده نيست. در روز يکشنبه گذشته بتاريخ نهم نوامبر ٢٠١٤ فيلمی از بی بی سی با عنوان زير تيغ جنسيت پخش گرديد . در سخن و نگاه نخست با عنوان و تيتراژ اين مستند ، احترام و ارج بسياری را برای انتخاب چنين موضوعی در خود پروراندم!

 

او در ادامه می نویسد: «اما با ديدن فيلم برخی از داده هايش را درست نيافتم ، حتما بی دقتی در آن دخالت داشته اما به تصورم مي رسد که ساختن يک مستند با چاشنی تراژيک نمودن سوژه ها ، بيشتر از خود حقايق مورد توجه در ساخت اين فيلم بوده است . نميخواهم معلم وارانه واردگود اندرز شده و داوری شوم ، اما ياداوری اين نکته ضروري است که برای ساخت يک مستند بايد حداقل هايی را همواره در نظر داشت. يکی از وظايف بنيادين و مسئوليت اخلاقی و حقوقی يک مستندساز، در بازخوانی مجدد و دگرباره و چندباره شواهد و ادعاهايي است که از درون سوژه ها آورده مي شود، مي بايست همه آن شواهد و ادعاها را با منابع مستقل تطبيق داده و اگر راستی و درستی هر يک در ابهام و ترديد قرار دارد از استفاده و بهره برداری ان يا خودداری نموده و يا به عنوان ترديد در درستی آن اشاره آشکار کند. در همين رابطه به مواردی غير مستند از يافته های خود از اين مستند سازی اشاره خواهم داشت.

 

نویسنده سایت گویا نیوز برای استناد اظهارات خود به بخش هایی از مستند زیر تیغ جنسیت اشاره می کند.

 

* در هنگامه ای از فيلم عنوان می شود که «سازمانهای بين المللی اعلام کرده اند دو ( دو پسر جوان) مرد همجنسگرا به دليل داشتن روابط همجنسگرايانه در سال ١٣٨٤ در شهر مشهد اعدام شده اند.»اين ادعا در حالی است که به نظر می رسد منبع موثقی نداشته باشد !

 

در همان ايام شک و ترديدهای زيادی وجود داشت و خيلی از سازمانها و گروههای حقوق بشری اعلام کردند که اين يک خبر ساختگی بوده و درستی آن قابل تاييد نيست. يادم می آيد که در همان زمان سازمان ديده بان حقوق بشر که اتفاقا در همان ايام تحقيق مفصلی در زمينه نقض حقوق همجنسگرايان در ايران منتشر کرده بود، اعتراض خود را نسبت به پخش اين خبر ساختگی نشان داد. آن دو جوان به جرم همجنس گرايی اعدام نشدند بلکه به جرم عضويت در يک باند و همچنين تجاوز به يک کودک ١٣ ساله اعدام شدند . استفاده از برچسب همجنسگرايی تنها پوششی بود برای به پلشتی کشانيدن اين گزينه و نه بيش از آن . در همان ايام راديو دويچه وله در پرسشی از آقای کاظم زاده همين مورد را اينگونه جويا مي گردد :

 

حال، سوالی که مطرح می شود اين است که چطور مستند ساز زیر تیغ جنسیت اين خبر ساختگی را دوباره، آن هم از قول سازمانهای بين المللی حقوق بشری تکرار می کند؟

 

** در بخش ديگری از اين فيلم آماری ارائه می شود که « ٤٥ درصد کسانی که در ايران تغيير جنسيت می دهند، دوجنسیتی ها نيستند و همجنسگرا هستند.»

 

اين آمار به استناد اظهارات «ارشام پارسی» است. اتفاقا «ارشام» مي گويد که اين ارقام را از يک فرايند غير آماری و علمی بدست آورده و راوی مستند با تاکيد بر آن عدد، تلويحا پذيرای چنين آمار غیر واقعی مي شود بی آنکه از صحت و سقم مطلع باشد .

 

*** در اين فيلم با چهار سوژه رو به رو هستيم که در درستی ادعای سه نفر از اين چهار سوژه، هر کس که فيلم را يک بار ببيند می تواند ترديد جدی کند اما کارگردان اين ادعاها را با اطلاعات موجود چک نکرده است. يکی از آنها، به نام «سهيل»، ادعا می کند که خانواده اش بدون حضور او مجوز تغيير جنسيت اش را گرفته اند و می خواسته اند که او را به زور عمل کنند که با يک عمليات پليسی که بيشتر به فيلم های هاليوودی می ماند يکروز قبل از اقدام به عمل جراحی از ايران فرار کرده است. در همين خصوص طی چند روز گذشته به مطالب متعددی از کارشناسان اين حوزه مراجعه نمودم که با توجه به شناخت شان از روند حقوقی صدور مجوز تغيير جنسيت صحت حرف های اين شخص را زير سوال برده اند. براساس آنچه در وب سايت مرکز حمايت از تراجنسی های ايران آمده، روند صدور مجوز مستلزم حضور فرد در چندين جلسه مشاوره روانشناسی و پس از آن مراجعه به دادگستری و پزشکی قانونی و حضور شخصی در کميسيون تشخيص پزشکی قانونی است. به اين دليل، امکان ندارد که بدون حضور فردی بتوان برايش مجوز تغيير جنسيت گرفت!

 



**** در بخش ديگری از اين فيلم فردی به نام «رها» به تصوير کشيده می شود که سازنده فيلم ادعا می کند او به دليل مشکل عدم پذيرش خانواده، از ايران فرار کرده است. در حالی که خود اين فرد در دقايقی ديگر همين فيلم می گويد که اصلا موضوع گرايش جنسی خود را با خانواده اش در ميان نگذاشته که بفهمد آيا می پذيرند يا نه و خانواده اش فکر می کنند او برای ادامه تحصيل به خارج آمده است و معلوم نيست سازنده فيلم چطور از اين مصاحبه نتيجه می گيرد که عمل های تغيير جنسيت يک گزينه برای همجنسگرايان است!

 

***** فرد ديگری که در اين فيلم با او مصاحبه می شود يک همجنسگرای زن به نام «دنيا» است. فيلمساز ادعا می کند که وی ۷سال هورمون تراپی می کرده و ريش در آورده و صدايش تغيير کرده است. اما تماشاگران فيلم نه در چهره دنيا ريشی مي بينند و نه صدای زنانه و .... جالب اين است که اين جملات را از زبان خود دنيا نمی شنويم بلکه راوی فيلم در ميانه صحبتهای دنيا با آوردن چنين ادعاهايی ما را با روايت داستانی نابود شده «دنيا» ميخواهد اشنا کند. بنظر می ايد که روايت حقيقی زندگی «دنيا» و ادعای راوی دو داستان متفاوت از يکديگرند!

 

اثرات هورمون تراپی آن هم پس از هفت سال غير قابل بازگشت خواهد بود، يعنی اثرات هورمون تراپی باقی می مانند حتی اگر فرد خوردن هورمون را قطع کند. در اين مورد، ما بايد با يک صدای کلفت شده و صورتی که آثار موی زياد و مردانه روی آن مشهود باشد مواجه می بوديم در حالی که صدا و صورت اين خانم اصلا چنين چيزی را تاييد نمی کند. حال حتی اگر «دنيا» توانسته بود با نوعی مداوی بازگشت مانند استفاده از هورمون تراپی معکوس و يا ليزر و صدا درمانی، چهره و صدای اصلی خود را باز گردانده باشد این نه برای بيننده مشخص است و نه احتمالا از منظر علمی امکان پذير . بنابراین دروغي است که مستندساز بی بی سی فارسی گفته و دليلی هم برايش نمي توان يافت جز چاشنی پردازی تراژيک آنهم به بيهودگی .

 


در مستند زیر تیغ جنسیت، علی همدانی خبرنگار بخش فارسی بی بی سی

 در سفر به ترکیه با همجنسگرایان و دو جنسیتی ها به گفتگو پرداخته است.


مجموعه نکات بالا من را يک بار ديگر به اين نتيجه می رساند که بی بی سی فارسی و انگليسی هم که همين فيلم را پخش کرده، ابتدايی ترين اصول ساخت يک مستند حرفه ای را که چک کردن دوباره ادعاهايی است که از سوی اشخاص مختلف مطرح می شود زيرپا گذاشته اند. ظاهرا وقتی پای موضوع ايران به ميان می آيد حتی بی بی سی هم زياد نگران شهرت جهانی خود در مورد صحت و امانت اطلاعات پخش شده نيست./تمام

 

سيروس ملکوت