<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

یاوه گویی های رضا پهلوی در مصاحبه با رسانه ها/ این بار نشریه لوموند+تصاویر

یاوه گویی های رضا پهلوی در مصاحبه با رسانه ها/ این بار نشریه لوموند+تصاویر رضا پهلوی پس از سال 1388 و حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در آن سال فعالیت های خود را افزایش داد؛ او در پرونده سیاسی خود اقدامات بسیاری دارد اما نکته حائز اهمیت سرانجام اقدامات سیاسی اوست که در اکثر مواقع با شکست مواجه شده است. با این همه رضا پهلوی در مصاحبه با رسانه های مختلف خود را نماینده مخالفان ج.ا.ا عنوان می کند و در مقام یک تئورسین درباره بسیاری از مباحث کلان سیاسی اظهار نظر می کند!

به گزارش ماهستیم، رضا پهلوی پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 و حوادث پس از آن سعی نمود بیش از گذشته فعالیت های سیاسی خود را گسترش دهد، او با کمک یک وکیل فراری به نام «محمد مصطفایی» [که از پرونده سکینه آشتیانی سوء استفاده سیاسی کرده بود] از امام خامنه ای در دادگاه بین المللی لاهه شکایت کرد! این دو با وجود اینکه می دانستند شکایت از امام خامنه ای از اساس بی نتیجه است اما در رسانه های مختلف آنچنان وانمود کردند که تا رسیدن به نتیجه نهایی دست از تلاش بر نمی دارند!

 




یکی دیگر از اقدامات رضا پهلوی که بیشتر جنبه ظاهری داشت، ریاست او بر شورای ملی ایرانیان بود؛ شورای ملی ایرانیان عنوان جریانی است که در آن عناصر ضدانقلاب و گروه های اپوزسیون شرکت دارند و برای رسیدن به هدف مشترک [سرنگونی نظام ج.ا.ا] فعالیت می کنند. ریاست رضا پهلوی بر «شورای ملی ایرانیان» بار دیگر زمینه ساز اختلاف در گروه های مختلف اپوزسیون شد تا جایی که سازمان «نهاد مردمی» و چند تن از فعالان سیاسی از شورای ملی ایرانیان استعفا دادند. [برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید]

 



در میان رسانه های فارسی زبان نیز رضا پهلوی چندان مورد حمایت نیست. حتی در یکی از شبکه های ماهواره ای او یک بزهکار سیاسی معرفی شد! [برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید]

 

رضا پهلوی نشان داده است که در مصاحبه با رسانه ها نمی تواند موفقیت چندانی کسب کند؛ به عنوان نمونه رضا پهلوی در مصاحبه با بی بی سی به ناچار به بیان ادعاهای پوچ و واهی دست زد و حتی در مقایسه ی توهم آمیز خود را با نلسون ماندلا برابر دانست! سایت «فضول محله» در همین رابطه نوشت: « تلاش شاهزاده در این گفتگو، طفره رفتن و دوری جستن از پاسخ بود. او به اصطلاح تلاش می کرد که دم به تله ندهد. به طور کوتاه فرار از حقیقت، پرده پوشی، از یک شاخه به شاخه دیگر پریدن، و پرسش کننده را گیج و ناامید ساختن را می توان نتیجه و پیامد این مصاحبه دانست. [برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید]


به اعتقاد نگارنده رضا پهلوی در مصاحبه اخیر خود با «نشریه لوموند» واقعیت های بسیاری را زیر پا می گذارد تا تنها مطالب مورد پسند آن رسانه ها را بیان کند و گرنه پر واضح است که اگر رضا پهلوی مطالبی خلاف سیاست های آن رسانه ها بیان کند دیگر مصاحبه ای در کار نخواهد بود!

 

رضا پهلوی در مصاحبه با نشریه لوموند سرآغاز شکل گیری داعش را جمهوری اسلامی ایران عنوان می کند. او منشا بحران های کنونی منطقه را انقلاب مردم ایران عنوان می کند و می گوید: «ناپایداری منطقه با استقرار رژیم جمهوری اسلامی در ایران شکل گرفت. پیش از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، خاورمیانه منطقه ای با ثبات بود! اقدامات رژیم در سالهای پس از 1979 بانی واکنش گروه های سنی شده است که امروز به بدترین شکل از سوی بنیادگرایان سنی دیده می شود».

 

اظهارات رضا پهلوی در این باره کاملا نادرست است. تا قبل از پیروزی انقلاب، در منطقه خاورمیانه بحران وجود داشته است. دلیل این بحران نه تنها کشورهای خاورمیانه و یا درگیری و اختلاف گروه های شیعه و سنی بلکه رژیم غاصب صهیونیستی بوده است. جنگ شش روزه نقطه عطف بحران در خاورمیانه است! [1] رضا پهلوی در بیانی ضدایرانی و خائنانه، ایران را باتلاقی تصور می کند که منشاء وجود حشرات است.[2]

 

در حالیکه بسیاری از کشورهای اروپایی به صورت مستقیم و غیرمستقیم خواهان حضور ایران در صحنه مبارزه با دولت اسلامی عراق و شام (داعش) هستند، رضا پهلوی با این ادعا که نظام ج.ا.ا خود بخشی از مشکل است خواهان کمک دولت های غربی به مردم ایران شد.[3] البته تا پیش از این نیز دولت های غربی کمک های مالی قابل توجهی به عناصر ضدانقلاب خارج نشین کرده اند که نتیجه همه آنها چپاول بوده است از این رو کشورهای غربی تمایل کمتری به کمک مالی به مدعیان مبارزه با نظام ج.ا.ا دارند!




[1] جنگ شش‌روزه 1967 نبردی بودکه از ۵ ژوئن تا ۱۰ ژوئن ۱۹۶۷ میان اسرائیل و کشورهای عربی مصر، سوریه و اردن رخ داد و با پیروزی اسرائیل به پایان رسید. این نبرد نقطه اوج بحرانی بود که از تاریخ  ۱۵ مه تا ۱۲ ژوئن ۱۹۶۷ به درازا انجامید و در آن اسرائیل با کمک نظامی دولت های غربی با شکست ارتش چند کشور عربی قسمتی از خاک آنها را تصرف کرد. این جنگ با حمله هوایی ناگهانی اسرائیلی به پایگاه‌های هوایی مصر در  ۵ ژوئن ۱۹۶۷ آغاز شد و اسرائیل طی ۶ روز موفق شد تا کنترل نوار غزه و صحرای سینا را از مصر، قدس شرقی و کرانه باختری رود اردن را از اردن و بلندی‌های جولان را از سوریه خارج کند. کشورهای عربی همچون عراق، عربستان سعودی، تونس، سودان، مراکش، الجزایر، لیبی و کویت نیز به اسرائیل اعلام جنگ داده و با اعزام نیروهای کمکی به یاری اردن، مصر و سوریه شتافتند. نتایج این جنگ در ساخت ژئوپلتیک منطقه تأثیر گذار بوده‌ است. در پی تشکیل کشور اسرائیل، سازمان آزادی بخش فلسطین که در آن زمان تنها سازمان نظامی-سیاسی فلسطینی بود و شرق اورشلیم، کرانه باختری رود اردن و نوار غزه را در اختیار داشت، طی منشوری که در سال ۱۹۶۴ منتشر کرد، خواهان بیرون راندن «صهیونیستها» (اسرائیلی ها) از «سرزمین های عربی» تنها با نیروی قهر و باکمک برادران عرب خود شده بود. همچنین برخوردهای مرزی کشور تازه تأسیس اسرائیل با همسایگان عرب خود از جمله در قضیه بحران کانال سوئز، قضیه بحران ملی آب در اسرائیل، حادثه سامو و اختلاف اسرائیل با اردن و هم‌ چنین قضیه مالکیت بلندی‌های جولان توسط سوریه، لبنان و اسرائیل همگی دست به دست هم داد تا پیش‌ زمینه جنگی میان این کشورها فراهم شود.

 

[2]بخشی از مصاحبه رضا پهلوی با نشریه لوموند: چنانچه این مشکل ها را تنها از یک دریچه محدود بنگریم، راهکاری برای برون رفت از این بحران هرگز پیدا نخواهد شد. گویی برای از بین بردن حشره ها، بجای خشک کردن باتلاق به جنگ با حشره ها برویم، در حالیکه باتلاق، منشا پیدایش حشره ها، سرجایش باقی است. برای برون رفت از این بحران، راهکار عمیق تری بر مبنای دو فاکتور: «برقراری دموکراسی و برقراری لاییسیته» (جدایی دین از سیاست) در کشورهای منطقه، نیاز است.

 

[3]بخشی از مصاحبه رضا پهلوی با نشریه لوموند: جمهوری اسلامی، خود بخشی از مشکل است و نه راه حل. گفت و گوی با این رژیم به هیچ نتیجه مناسبی منتهی نخواهد شد. بقای جمهوری اسلامی درگرو چند مورد است: نابودی دشمن او یعنی جهان غرب با همه ارزش‌هایش ـ حقوق بشر، آزادی‌های دموکراتیک و لاییسیته (جدایی دین از سیاست) ـ- که برای او همانند سم است، دارد. تنها راهکار برون رفت از این بحران را در میان مردم این منطقه که قربانیان این رژیم ها هستند می‌توان یافت. آن‌ها بهترین متحدان اصلی شما هستند، که در گفت و گو و مذاکرات هرگز در نظر گرفته نشدند.