<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

تاریخ ثبت: 1393/06/03 00:09

تبادل نظر آنلاین

ثبت

انگشت اتهام به سوی میرحسین موسوی نشانه می رود!+تصویر

انگشت اتهام به سوی میرحسین موسوی نشانه می رود!+تصویر در انتخابات سال 1388 میرحسین موسوی به دروغ خود را برنده انتخابات اعلام کرد، نظام ج.ا.ا برای رفع هرگونه شبهه در این خصوص به مهدی کروبی و میرحسین موسوی قول پیگیری داد ولی آنها از هرگونه همکاری با وزارت کشور خودداری کردند، به فاصله چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات، اغتشاش ها آغاز شد و جنبشی که امروز آن را با نام «جنبش سبز» به یاد می آوریم شکل گرفت. در این بین ...


به گزارش ماهستیم، پنج سال از فتنه  88 می گذرد و امروز اثری از جنبشی که با هدف سرنگونی نظام ج.ا.ا شکل گرفته بود مشاهده نمی شود. مفسران و تحلیلگران مسائل سیاسی دلایل مختلفی را برای ناکامی جنبش سبز برشمرده اند که برخی از آنها به دلیل مقاصد سیاسی خاص فاقد استناد می باشد. در این بین گزارش هایی هم پیدا می شود که ناکامی جنبش سبز را منصفانه نگارش کرده باشند. در ادامه به یکی از این گزارش ها اشاره خواهیم کرد.

 

 

سایت رادیو زمانه که رسانه ای وابسته به عناصر ضدانقلاب خارج از کشور می باشد و از سوی محافل دولتی هلند و کانادا پشتیبانی می شود به تازگی گزارشی درخور تاملی از ناکامی جنبش سبز منتشر کرده است؛ اساس این گزارش بر نظریه «ربرت بلومر» جامعه شناس آمریکایی استوار است. ربرت بلومر از نخستین کسانی است که درباره چگونگی شکل گیری و فروپاشی جنبش‌های اجتماعی نظریه‌ای ارائه کرده که البته هنوز برای تحلیل جنبش‌های اجتماعی کارآمد است.

 

نویسنده رادیو زمانه سیر یک جنبش اجتماعی را بر اساس نظریه بلومر به چهار بخش تقسیم می کند که عبارتند از: 1- ظهور 2- در هم آمیختگی و ادغام نیروها 3- بوروکراتیزه شدن یا رسمی شدن 4- انحلال و فروپاشی

 


مرحله اول: ظهور

اگرچه نویسنده ظهور جنبش سبز را ناشی از نارضایتی های عمومی و تقلب در انتخابات عنوان می کند اما با درنظر گرفتن واقعیت ها و اعتراف فعالان در فتنه 88، تقلب در انتخابات تنها یک دروغ برای آغاز انقلاب مخملی در ایران و در نهایت سرنگونی نظام ج.ا.ا بود! از جمله این اعتراف ها میتوان به اظهارات حجاریان اشاره کرد!



مرحله دوم: ادغام نیروها

سایت رادیو زمانه: «ظهور جنبش سبز در آغاز شکل گیری اش خیلی زود با ادغام نیروها همراه شد. تظاهرات خیابانی از سوی مردم به صورت صلح آمیز برگزار می‌شد! اما حکومت نیروهای سرکوب گر را وارد میدان کرد و کوشید با توسل به خشونت عریان! مردم را به خانه‌ها بازگرداند. اعتراض‌ها کماکان ادامه داشتند اما رأی مردم پس داده نشد و احمدی نژاد برای دومین بار رییس جمهور شد.

 

نابودی و فراموشی جنبش سبز اگرچه برای بسیاری از فعالان ضدانقلاب در خارج از کشور دشوار است اما آنهایی که هنوز در این باره قلم فرسایی می کنند حاضر نیستند با واقعیت ها آنگونه که رخ داده اند برخورد کنند، در همین رابطه نویسنده رادیو زمانه به ادغام نیروها اشاره می کند ولی از بیان این واقعیت که در فتنه 88 اعضا و گروه های خطرناکی چون منافقین،سلطنت طلب های تندرو و ... [که در کارنامه شان اقدامات تروریستی مشاهده می شود] شرکت کردند خودداری می کند، آیا پیوستن چنین عناصری به جنبش سبز در راستای اعتراض مردمی آن هم به شیوه مسالمت آمیز بوده است!!؟

 

در جایی دیگر نویسنده عنوان می کند که حکومت ج.ا.ا با توسل به نیروهای سرکوب گر و همراه با خشونت عریان مردم را تحت فشار قرار داده است؛ در این رابطه باید گفت که نیروهای سرکوب گر در واقع همان نیروهایی هستند که برای مقابله با شرایط بحرانی آموزش دیده اند، مشابه چنین نیروهایی را می توان در کشورهای مختلف دنیا اعم از آسیایی و اروپایی و آمریکایی مشاهده کرد. باید گفت که برخورد نیروهای نظامی با آن دسته از معترضان صورت گرفته که در صدد تخریب اموال عمومی و یا حمله به اماکن مقدس بوده اند و نه صرفا اعتراض همراه با سکوت!

 

 

مرحله سوم: رسمی شدن

در نظریه بلومر جنبش پس از ادغام نیروها به مرحله بوروکراتیزه شدن یا رسمی شدن می‌رسد. در این مرحله جنبش به سطح بالاتری از سازماندهی و استراتژی‌های ائتلافی دست می‌یابد. زمانی که جنبش به این مرحله می‌رسد یعنی موفق شده در جامعه آگاهی عمومی ایجاد کند و سازمان‌هایی را حول خود شکل داده یا گردآورد.

 

سایت رادیو زمانه: «جنبش سبز از مرحله ادغام نیروها فراتر نرفت و به مرحله بوروکراتیزاسیون و رسمی شدن نرسید. چرا که توانایی بالایی نداشت. پیوسته به این کم‌توانی این بود که جنبش فاقد استراتژی بود. موسوی که هم عضوی از نخبگان سیاسی و هم رهبر نمادین جنبش بود، برای سازماندهی و بوروکراتیزه کردن جنبش و ساختن سازمان و گروه‌هایی حول آن نکوشید و تنها سعی داشت با نظام به توافق برسد. به علاوه، موسوی حتی در مراحل اولیه ظهور جنبش نیز نتوانست نقشی آنچنان الهام بخش و قدرتمند ایفا کند یا افقی استراتژیک طرح ریزی کند.میرحسین موسوی سهم خود را می‌طلبید».

 



کلام آخر

رادیو زمانه در پایان به جایگاه مردمی جنبش سبز می پردازد و می نویسد: «انتخاب میرحسین موسوی به عنوان نماد جنبش نیز بر این امر صحه گذاشت که جنبش سبز به تمام طبقات تعلق نداشت. می‌توان گفت اکثریت اعضای جنبش سبز را طبقه متوسط شهری تشکیل می‌داد که خواسته‌های رادیکالی هم نداشتند. به این دلیل، مطالبات رادیکال معترضان از بازپس گرفتن رأی به میل به سرنگونی تنها به اقلیتی از معترضان محدود شد که نه سازماندهی دقیقی داشتند، نه رهبری قابل اعتماد، نه پشتیبانی توده‌ای».

 

آنچه که از گزارش رادیو زمانه استنباط می شود این است که جنبش سبز فاقد پایگاه مردمی بوده و ادامه اعتراض ها و آشوب های خیابانی با هدف سرنگونی نظام ج.ا.ا تنها خواسته بخش کوچکی از جنبش سبز بوده است که البته شامل اعضا و گروه های ضدانقلاب خارج از کشور نیز می شود. عدم استناد به مدارک مستدل و قانونی نیز یکی دیگر از دلایلی است که در نهایت باعث عقب نشینی سران فتنه شد، به عبارت دیگر نبود یک دلیل موجه و قانونی ادامه کار را برای جنبش سبز دشوار می کرد./تمام